او به سختی می‌توانست راه برود، و داشت دوتایی را می‌دید. چه اشتباهی بود؟


اما بالاترین رتبه در لیست مظنونان یونیا، نسخه غیرمعمول سندرم گیلن باره (GBS) معروف به نوع میلر فیشر بود. GBS همچنین یک اختلال خود ایمنی است که معمولاً در اثر عفونت ایجاد می شود. آنتی‌بادی‌هایی که برای مبارزه با عفونت ایجاد می‌شوند، به اشتباه به اعصابی که حرکت را کنترل می‌کنند، حمله می‌کنند، که معمولاً از پاها شروع می‌شود و به سمت بالا می‌روند. در نوع Miller Fisher از GBS، این بیماری به اعصاب کنترل کننده عضلات سر و گردن و همچنین پاها و پاها حمله می کند و باعث دوبینی و مشکل در بلع می شود.

Unia دستور آزمایش خون را برای این نسخه از GBS داد، اما نتایج ممکن است هفته ها طول بکشد. در این بین، متخصص مغز و اعصاب تصمیم گرفت او را حتی بدون این مدرک درمان کند. درمان شامل سرکوب سیستم ایمنی سرگردان – ابتدا با استروئیدها و سپس، در صورت نیاز، با ایمونوگلوبولین داخل وریدی (IVIg)، تزریق آنتی‌بادی‌هایی است که آنتی‌بادی‌های مخرب GBS را مسدود می‌کند.

بیمار به تازگی آخرین روز درمان خود را به پایان رسانده بود که دیمیتری اوپلینسکی، بیمارستان، مراقبت از او را بر عهده گرفت. اوپولینسکی از او پرسید که چه احساسی دارد. خیلی بهتر، بیمار فریاد زد، اما بعد از آن به شدت سرفه منفجر شد. یونیا به اوپلینسکی هشدار داده بود که بیمار مشتاق است احساس بهتری داشته باشد، اما معاینه او واقعاً از زمان ورودش تغییر نکرده است. با این حال، اغلب یک یا دو هفته طول می کشد تا هر گونه بهبودی پس از IVIg انجام شود. آنها باید به او زمان می دادند.

در حالی که منتظر بود تا بیمارش بهبود یابد، اوپلینسکی چشمش به نتایجی بود که هنوز در حال چکیدن بودند. ویتامین B12ش طبیعی بود. سایر کمبودهای ویتامینی که او برای آنها آزمایش شد نیز همینطور بود. بزرگترین ناامیدی از کلینیک مایو بود، جایی که آزمایشگاه عصبی ایمونولوژی به دنبال شواهدی از هر یک از دوازده سندرم پارانئوپلاستیک است. همه آنها منفی بودند. این احتمالاً GBS بود، اگرچه نزدیک به یک هفته پس از درمان، وضعیت بیمار بهتر نشد.

روز بعد اوپلینسکی پیامکی دریافت کرد تا با شماره‌ای که نمی‌شناخت تماس بگیرد. صدا، عمیق با اشاره ای به لهجه ایرلندی، خود را به عنوان دکتر معرفی کرد. اندرو مک کئون، یکی از مدیران آزمایشگاه کلینیک مایو. اوپولینسکی به او گفت: “اوه، بله، ما دیروز آن نتایج را گرفتیم.” “همه منفی.” در واقع، مک کئون مداخله کرد، این نتیجه اشتباه بود – یا بهتر است بگوییم، ناقص. یک آنتی بادی تازه کشف شده وجود داشت که چند سال قبل توسط آزمایشگاه مک کئون شناسایی شد، که هنوز آنقدر جدید بود که هنوز آن را در فرم نتیجه خودکار مورد استفاده در آزمایش قرار نداده بود. این بیمار یک نتیجه مثبت بسیار قوی برای این آنتی بادی داشت که به چیزی معروف به رشته های میانی عصبی در مغز حمله می کند. مک‌کئون پیش‌بینی کرد: «اگر او سیگاری است، سرطان ریه سلول کوچک دارد. اگر اینطور نیست، احتمالاً سرطان پوست سلول مرکل دارد.”

بیمار هرگز سیگار نکشیده بود، بنابراین اوپولینسکی روی احتمال ابتلا به این نوع نادر سرطان پوست تمرکز کرد. چیزی که اوپلینسکی از آموزش خود به یاد آورد این بود که کارسینوم سلول مرکل یک شکل تهاجمی از سرطان پوست است که در اثر آسیب نور خورشید ایجاد می شود و نسبت به سایر انواع سرطان پوست، سرعت انتشار بسیار بالاتری دارد. او به تصاویر موجود در اینترنت نگاه کرد که یک گره قرمز مایل به آبی را نشان می‌داد که معمولاً روی سر یا صورت دیده می‌شد. او هیچ یک از این رشدهای عجیب و غریب را پیدا نکرد، اما دستور سی تی اسکن را برای یافتن متاستازها داد. آنجا، در عمق زیر بغل چپ بیمار، یک غده لنفاوی بزرگ شده بود – به اندازه یک آهک. اوپولینسکی با عجله به سمت بیمار رفت تا توده را احساس کند، با این حال حتی با دانستن اینکه آن توده وجود دارد، نتوانست آن را پیدا کند. اما جراحان توانستند توده‌ای را که تست کارسینوم سلول مرکل مثبت بود، خارج کنند. پس از جراحی او، اسکن PET نشان داد که او از سرطان عاری است.

مدتی طول کشید و یک داروی سرکوب کننده سیستم ایمنی مصرف شد، اما به آرامی بیمار شروع به بهبودی کرد. این تابستان گذشته بود. این روزها او می تواند راه برود، اما فقط با واکر. و هنوز هم زیاد سرفه می کند. اما او امیدوار است که بهار بیاید، او به تراکتورش بازگردد، حتی اگر مجبور شود از ایوان به آن برود.


لیزا سندرز، MD، یکی از نویسندگان این مجله است. آخرین کتاب او “تشخیص: حل گیج کننده ترین اسرار پزشکی” است. اگر مورد حل شده ای برای به اشتراک گذاشتن دارید، برای او در [email protected] بنویسید.