دکتر. هربرت بنسون، کسی که ذهن را دارویی دید، در ۸۶ سالگی درگذشت


هربرت بنسون، متخصص قلب و عروق که در هاروارد تحصیل کرده بود و تحقیقاتش نشان می‌دهد که قدرت ذهن بر بدن کمک می‌کند مدیتیشن را به جریان اصلی تبدیل کند، در فوریه درگذشت. ۳ در بیمارستانی در بوستون. او ۸۶ سال داشت.

همسرش مرلین بنسون گفت که علت آن بیماری قلبی و نارسایی کلیه بوده است.

دکتر. بنسون قصد قهرمانی در مدیتیشن را نداشت. در واقع، حتی پس از اولین مطالعات پیشگام خود، او یک شکاک باقی ماند و تنها چند دهه بعد این تمرین را خودش شروع کرد.

با این حال، او با این احتمال روبرو بود که یک وضعیت ذهنی می تواند بر سلامت یک فرد تأثیر بگذارد – عقل سلیم امروز، اما زمانی که او در اواسط دهه ۱۹۶۰ شروع به تحقیق در مورد آن کرد، یک ایده رادیکال و حتی بدعت آمیز بود.

او در طی دوره‌ای که برای سرویس بهداشت عمومی ایالات متحده در پورتوریکو کار می‌کرد، متوجه شد که ساکنان جزیره اغلب به طور قابل‌توجهی فشار خون پایین‌تری نسبت به همتایان خود در سرزمین اصلی دارند، و همه چیز برابر است. او شروع به تعجب کرد که آیا بخشی از علت خارج از توضیحات معمول رژیم غذایی و ورزش است، سوالی که او در سال ۱۹۶۵ هنگامی که به عنوان محقق به هاروارد بازگشت، مطرح کرد.

او و همکارانش در آزمایشگاهی در بیمارستان شهر بوستون (در حال حاضر مرکز پزشکی بوستون)، روشی ابداع کردند تا بر اساس یک سیستم پاداش، میمون‌ها را برای بالا بردن و کاهش فشار خون خود آموزش دهند. کار کم کلید بود. بسیاری از محققان پزشکی این واقعیت را به عنوان این واقعیت در نظر گرفتند که در حالی که یک موقعیت استرس زا می تواند به لطف پاسخ جنگ یا گریز، ضربان قلب را افزایش دهد – اتفاقاً در همان آزمایشگاهی کشف شد که دکتر. بنسون کار کرد – ذهن خود کنترلی بر آن نداشت.

با این حال، کلمه بیرون آمد و یک روز چندین پیرو بنیانگذار مراقبه متعالی به او نزدیک شدند، تکنیکی که مدعی است به تمرین‌کنندگان اجازه می‌دهد تا از طریق تکرار یک مانترا وارد وضعیت بالاتری از آگاهی شوند. آنها به او گفتند که چرا به میمون ها آموزش دهیم، در حالی که ما قبلاً این عمل را کامل کرده ایم؟

دکتر “در ابتدا نمی خواستم با آنها درگیر شوم.” بنسون در سال ۱۹۷۵ با اشاره به تمرین‌کنندگان مدیتیشن به نیویورک تایمز گفت. «کل این موضوع برای مطالعه سنتی پزشکی کمی دور و تا حدودی حاشیه ای به نظر می رسید. اما آنها پافشاری کردند، و بنابراین در نهایت موافقت کردم که آنها را مطالعه کنم.

برای دوری از توجه، اصرار کرد که بعد از ساعت‌ها و از در کناری بیایند. او حسگرهایی را به قفسه سینه و ماسک‌هایی را به صورتشان وصل کرد تا تنفس آنها را اندازه‌گیری کند و سپس از آنها خواست که بین دوره‌های تفکر عادی و مراقبه متمرکز جابه‌جا شوند.

مدیتیشن‌کننده‌ها درست می‌گفتند: در مقیاس‌های مختلف – ضربان قلب، دریافت اکسیژن – آنها یک افت فوری و قابل‌توجه در لحظات تفکر خود نشان دادند، مشابه دکتر. بنسون گفت، برای وارد شدن به حالت خواب در حالی که هنوز بیدار است.

او در سال ۲۰۱۹ به مجله Brainworld گفت: “من آنقدر شوکه نشدم بلکه محتاط بودم زیرا می دانستم چه چیزی در پیش روی من است زیرا تعصب منفی ذهن و بدن بسیار قوی بود.” در دانشکده پزشکی هاروارد، اما من دو زندگی حرفه ای را پشت سر گذاشتم. من احترام را در قلب و عروق حفظ کردم در حالی که در زمینه ذهن و بدن نیز کار می کردم.

او با همکاری رابرت کیت والاس، فیزیولوژیست جوان در دانشگاه کالیفرنیا، لس آنجلس، اولین یافته های خود را در اوایل دهه ۱۹۷۰ منتشر کرد. گزارش های مطبوعاتی او را مرتد و بدجنس می خواندند و بسیاری در حرفه او از او دوری می جستند.

اما دیگران تحت تأثیر قدرت تحقیق و عینیت او قرار گرفتند. بر خلاف برخی از محققان در آن زمان، از جمله Dr. والاس، دکتر. بنسون طرفدار مراقبه ماورایی نبود. در واقع او از دکتر جدا شد. وقتی والاس اصرار داشت که هیچ چیز خاصی در مورد تمرین یا استفاده از مانتراها وجود ندارد – هر کلمه یا عبارتی که بارها و بارها تکرار شود، انجام خواهد داد.

دکتر. بنسون رویکرد خود را پاسخ آرامش نامید – مخالف پاسخ جنگ یا گریز. اما در حالی که یک موقعیت استرس زا باعث می شود که بدن به طور خودکار ضربان قلب خود را افزایش دهد و آدرنالین ترشح کند، پاسخ آرامش باید آگاهانه بیان شود.

او نحوه انجام این کار را در کتاب خود در سال ۱۹۷۵ با عنوان «واکنش آرامش» نشان داد. در زمان مناسب اتفاق می افتد: در همان سال جنبش مراقبه متعالی بیش از ۴۰۰۰۰۰ طرفدار داشت که فقط در بیش از ۳۰۰ مرکز در سراسر ایالات متحده تحصیل می کردند.

میلیون‌ها آمریکایی دیگر، اگر نسبت به طب جایگزین و معنویت شرقی شک داشتند، همچنان کنجکاو مراقبه بودند و دکتر دکتر. بنسون، با شجره نامه Ivy League و رویکرد بالینی خود به تحقیق، به آنها مجوزی برای افراط داد. این کتاب بیش از چهار میلیون نسخه فروخت و پرفروش ترین کتاب نیویورک تایمز بود.

با گذشت زمان، دکتر. اصرار بنسون بر ارتباط بین ذهن و بدن، حتی کرایه استاندارد در میان محققان تأسیس پذیرفته شد. در سال ۱۹۹۲ او موسسه ذهن-بدنی را تأسیس کرد که در سال ۲۰۰۶ به بیمارستان عمومی ماساچوست منتقل شد و با تزریق پول از سرمایه گذار جان دبلیو. هنری، نام خود را به موسسه پزشکی ذهن بدن بنسون-هنری تغییر داد. بنسون به عنوان کارگردان بازنشسته آن.

هربرت بنسون در ۲۴ آوریل ۱۹۳۵ در یونکرز، نیویورک به دنیا آمد پدرش، چارلز، یک سری مشاغل عمده فروشی محصولات تولیدی را اداره می کرد و مادرش، هانا (شیلر) بنسون، خانه دار بود.

او در سال ۱۹۵۷ از دانشگاه وسلیان در رشته زیست شناسی فارغ التحصیل شد و مدرک پزشکی خود را در سال ۱۹۶۱ از هاروارد دریافت کرد.

به همراه همسرش، پسری به نام گریگوری از او به یادگار مانده است. یک دختر، جنیفر بنسون؛ و چهار نوه

دکتر. بنسون ۱۱ کتاب بعد از “واکنش آرامش” نوشت که تعدادی از آنها بیشتر به تأثیرات فیزیولوژیکی معنویت و ایمان پرداختند. او اولین پزشک غربی بود که اجازه داشت با راهبان تبتی در مورد اعمال آنها مصاحبه کند و در جریان دیدار آن رهبر معنوی بودایی از بوستون در سال ۱۹۷۹ با دالایی لاما دوست شد.

دکتر. بنسون، در میان چیزهای دیگر، دریافت که راهبان بودایی می‌توانند در حین مدیتیشن، دمای بدن خود را به اندازه‌ای افزایش دهند که ورقه‌های مرطوبی را که روی بدنشان کشیده شده بود، کاملاً خشک کنند.

چنین یافته‌هایی بعداً مورد مناقشه قرار گرفت و دکتر. بنسون به ندرت بدون منتقدانش بود. اما او دلسرد نشد و خود را با ویلیام جیمز، یک سلف دانشگاه هاروارد و یکی دیگر از پیشگامان در تقاطع ذهن و بدن مقایسه کرد.

دکتر. بنسون خودش یک نمازگزار نبود، اما در دهه ۱۹۹۰ متقاعد شد که دعا، و ایمان به طور کلی، تأثیر فیزیولوژیکی دارد. برای او، توضیح در نسخه ای از اثر دارونما نهفته بود: اگر باور کنیم چیزی به ما کمک می کند، بدن ما برای بهبودی سخت تر کار می کند.

او با کمک مالی ۲.۴ میلیون دلاری از بنیاد جان تمپلتون، در سال ۱۹۹۶ یک مطالعه یک دهه در مورد قدرت شفابخش دعا انجام داد – به ویژه اینکه آیا دعای یک نفر می تواند به دیگری کمک کند یا خیر.

نتیجه‌گیری که در سال ۲۰۰۶ منتشر شد، قطعی و ناامیدکننده بود (حداقل برای مؤمنان): دعای شفاعت نه تنها تأثیری نداشت، بلکه در برخی موارد که مردم معتقد بودند برای آنها دعا می‌شود، بدتر می‌شدند – در نتیجه، دکتر. بنسون در مورد اعتقاد آنها به این موضوع گفت که اگر کسی برای آنها دعا می کند، آنها باید بسیار بیمار باشند و بدن آنها سعی می کند با بیمار شدن این تصور را مطابقت دهد.

با این حال، دکتر بنسون معتقد بود که دعا می تواند حداقل به یک فرد بیمار که نماز را انجام می دهد کمک کند. و او همیشه مراقب بود که بگوید حتی اگر تحقیقاتش ۱۰۰ درصد دقیق باشد، مدیتیشن و دعا هرگز نمی تواند به طور کامل جایگزین داروها و جراحی شود.

او گفت که هم درمان پزشکی و هم مراقبت معنوی ضروری است – واقعیتی که طب غربی مدتها سعی می کرد آن را نادیده بگیرد و او تمام تلاش خود را برای اصلاح آن صرف کرد.