دکتر. یوهان هالتین در ۹۷ سالگی درگذشت. کار او به جداسازی ویروس آنفولانزای ۱۹۱۸ کمک کرد


دکتر. یوهان وی. هالتین، پاتولوژیست که کشف قربانیان آنفولانزای ۱۹۱۸ که در یخبندان دائمی آلاسکا دفن شده بودند، منجر به درک انتقادی درباره ویروسی شد که باعث شیوع این بیماری شد، روز شنبه در خانه خود در Walnut Creek، کالیفرنیا درگذشت. او ۹۷ بود.

این مرگ توسط همسرش، آیلین باربارا هالتین، تایید شد.

دکتر. کشف Hultin برای یافتن توالی ژنتیکی ویروس بسیار مهم بود و به محققان این امکان را داد تا بررسی کنند که چه چیزی باعث مرگ آن شده است و چگونه می توان آن را در صورت بازگشت دوباره تشخیص داد. این ویروس که ۲۵ برابر کشنده تر از ویروس های معمولی آنفولانزا بود، ده ها میلیون نفر را کشت و ۲۸ درصد از آمریکایی ها را مبتلا کرد و میانگین طول عمر در ایالات متحده را ۱۲ سال کاهش داد.

دکتر. تلاش هالتین برای یافتن قربانیان آنفولانزای ۱۹۱۸ در سال ۱۹۵۰ با یک اظهارنظر غیرمجاز در هنگام ناهار با میکروبیولوژیست دانشگاه آیووا، ویلیام هیل، جرقه زد. دکتر. هیل اشاره کرد که تنها یک راه برای فهمیدن علت همه‌گیری ۱۹۱۸ وجود دارد: یافتن قربانیانی که در یخ‌های دائمی دفن شده‌اند و جداسازی ویروس از ریه‌هایی که ممکن است هنوز یخ زده و نگهداری شوند.

دکتر. هولتین، یک دانشجوی پزشکی در سوئد که شش ماه را در دانشگاه سپری می کرد، بلافاصله متوجه شد که موقعیت منحصر به فردی برای انجام این کار دارد. تابستان قبل، او و همسر اولش، گونور، هفته‌ها به یک دیرینه‌شناس آلمانی، اتو گیست، در حفاری در آلاسکا کمک کردند. دکتر. Geist می تواند به او کمک کند تا دهکده هایی را در مناطق یخبندان دائمی پیدا کند که همچنین سوابق خوبی از مرگ و میر ناشی از آنفولانزای ۱۹۱۸ داشتند.

پس از متقاعد کردن دانشگاه برای دادن کمک هزینه ۱۰۰۰۰ دلاری، دکتر. هالتین به سمت آلاسکا حرکت کرد. اوایل ژوئن ۱۹۵۱ بود.

به نظر می رسید سه روستا ممکن است آنچه را که او می خواست داشته باشند، اما وقتی به دو روستای اول رسید، قبر قربانیان دیگر در یخبندان همیشگی نبود.

سومین دهکده لیست او، ماموریت برویگ، متفاوت بود. آنفولانزا روستا را ویران کرده بود و ۷۲ نفر از ۸۰ ساکن اینویت کشته شدند. اجساد آنها در یک گور دسته جمعی با یک صلیب چوبی بزرگ در دو طرف دفن شد.

زمانی که دکتر هولتین رسید و مودبانه مأموریت خود را توضیح داد، شورای روستا موافقت کرد که به او اجازه دهد حفاری کند. چهار روز بعد، اولین قربانی خود را دید.

او یک دختر کوچک بود، حدود ۶ تا ۱۰ ساله. او یک لباس خاکستری کبوتری پوشیده بود، همان لباسی که در آن مرده بود. موهای کودک را بافته و با روبان های قرمز روشن بسته بودند. دکتر. هالتین از دانشگاه آلاسکا فیربنکس درخواست کمک کرد و گروه در نهایت چهار جسد دیگر را پیدا کردند.

حفاری را متوقف کردند. دکتر “ما به اندازه کافی داشتیم.” هولتین گفت.

او بافت ریه را که هنوز یخ زده بود از قربانیان خارج کرد، قبر را بست و آن را به آیووا برد و آن را روی یخ خشک در اتاق مسافر یک هواپیمای کوچک یخ زده نگه داشت.

برگشت در آزمایشگاه، دکتر. هولتین سعی کرد ویروس را با تزریق بافت ریه به تخم مرغ بارور شده رشد دهد – روشی استاندارد برای رشد ویروس های آنفولانزا. او گفت که او در هیجان آزمایش خود گرفتار شده بود و به خطر احتمالی معرفی یک ویروس کشنده به جهان فکر نکرده بود.

او گفت: «شب های بی خوابی را به خاطر می آورم. نمی‌توانستم صبر کنم تا صبح بیایم و به آزمایشگاهم بیایم و به تخم‌ها نگاه کنم.»

اما ویروس در حال رشد نبود.

او سعی کرد بافت ریه را به سوراخ بینی خوکچه های هندی، موش های سفید و موش ها بپاشد، اما باز هم نتوانست ویروس را زنده کند.

او گفت: «ویروس مرده بود.

دکتر. هالتین هرگز نتایج خود را منتشر نکرد، اما وقت خود را صرف کرد، به عنوان یک آسیب شناس در مطب خصوصی در سانفرانسیسکو کار کرد و امیدوار بود فرصتی دیگر برای احیای آن ویروس پیدا کند.

شانس او ​​در سال ۱۹۹۷ به دست آمد، وقتی که در کنار استخری در تعطیلات با همسرش در کاستاریکا نشسته بود، متوجه مقاله ای شد که توسط دکتر ساینس منتشر شده بود. جفری کی تاوبنبرگر، اکنون رئیس بخش بیماریزایی و تکامل ویروسی در موسسه ملی آلرژی و بیماری‌های عفونی است.

کشف قابل توجهی را گزارش کرد. دکتر. تاوبنبرگر یک مخزن فدرال از نمونه های پاتولوژی مربوط به دهه ۱۸۶۰ را جستجو کرده بود و قطعاتی از ویروس ۱۹۱۸ را در تکه هایی از بافت ریه دو سربازی که در آن بیماری همه گیر جان باخته بودند، پیدا کرد. این بافت در کالبد شکافی برداشته شده، در پارافین پیچیده شده و در انبار نگهداری شده است.

دکتر. هولتین بلافاصله به دکتر نامه نوشت. تاوبنبرگر، از سفرش به آلاسکا به او می گوید. او پیشنهاد کرد که به برویگ بازگردد تا ببیند آیا می تواند قربانیان آنفولانزای بیشتری پیدا کند.

یادم می آید که آن نامه را گرفتم و فکر کردم: خدایا. این واقعاً باورنکردنی است. این شگفت انگیز است،” “دکتر. تاوبنبرگر در مصاحبه ای این هفته گفت. او فکر می کرد قدم بعدی درخواست کمک هزینه برای Dr. هولتین برای بازگشت به برویگ. اگر همه چیز خوب پیش رفت، دکتر. هالتین ممکن است یکی دو سال دیگر به عقب برگردد.

دکتر. هولتین نظر دیگری داشت.

او به دکتر گفت: “این هفته نمی توانم بروم، اما شاید بتوانم هفته آینده بروم.” تاوبنبرگر.

وی افزود که به تنهایی می‌رود و هزینه سفر را خودش می‌پردازد تا از سوی سازمان‌های تامین مالی، هیچ‌گونه معطلی، کمیته‌های اخلاقی و تبلیغاتی صورت نگیرد.

خانم هولتین به شوهرش گفت که شورای روستا هرگز اجازه نخواهد داد که مزاحم قبر شود. او روز سه شنبه به یاد آورد: «من به او گفتم که این یک کار احمقانه است.

دکتر. با این حال، هالتین در یکی از اعضای شورا، ریتا اولانا، متحدی پیدا کرد که بستگانش در جریان آنفولانزای همه گیر فوت کرده بودند و در آن قبر دفن شده بودند. مادربزرگش با دکتر آشنا شده بود. هولتین زمانی که در سال ۱۹۵۱ وارد شد. اولانا به دکتر گفت. هولتین، “مادبزرگم گفت تو با قبر با احترام رفتار کردی.”

او اجازه یافت دوباره قبر را بگشاید. این بار چهار جوان روستایی در حفاری به او کمک کردند.

ابتدا هر جسدی که پیدا کردند تجزیه شده بود. سپس، در اواخر بعد از ظهر، زمانی که سوراخ هفت فوت عمق داشت، جسد زنی را دیدند که عمدتاً سالم بود، با ریه هایی که هنوز حفظ شده بود. او بافت ریه را استخراج کرد و آن را در محلول نگهدارنده قرار داد.

پس از بستن قبر، دو صلیب چوبی برای جایگزینی صلیب های اصلی که پوسیده شده بودند ساخت. بعداً او دو پلاک برنجی با نام قربانیان آنفولانزای برویگ تهیه کرد که ثبت شده بود و به روستا بازگشت تا آنها را به صلیب های جدید کنار قبر بچسباند.

هنگامی که او به سانفرانسیسکو بازگشت، دکتر. هولتین بافت ریه را برای دکتر فرستاد. Taubenberger در چهار بسته – دو بسته با فدرال اکسپرس، یکی با UPS و دیگری با پست اکسپرس خدمات پستی ایالات متحده. او نمی خواست هیچ شانسی برای از دست دادن بافت داشته باشد.

دکتر. تاوبنبرگر همه بسته ها را دریافت کرد. او گفت که بافت ریه زن برویگ بسیار ارزشمند بود، زیرا تکه‌های ریه سربازان دارای ویروس بسیار کمی بود که با فناوری آن زمان، تلاش برای دریافت توالی کامل ویروسی حداقل یک بار به تأخیر می‌افتاد. دهه

با استفاده از دستمال Dr. هالتین ارائه کرد، دکتر. گروه تاوبنبرگر مقاله ای را منتشر کرد که توالی ژنتیکی یک ژن حیاتی به نام هماگلوتینین را ارائه کرد که ویروس از آن برای ورود به سلول ها استفاده کرده بود. توالی گروهی از آن بافت برای تعیین کامل هر هشت ژن ویروس استفاده کرد.

یوهان وایکینگ هالتین در اکتبر متولد شد. ۷، ۱۹۲۴، در یک خانواده ثروتمند استکهلم. پدرش وایکینگ هالتین یک تجارت صادراتی را به ارث برده بود. زمانی که یوهان ۱۰ ساله بود، والدینش طلاق گرفتند و مادرش، ایوور جینسون هالتین، با کارل ناسلوند، پاتولوژیست و ویروس شناس در موسسه کارولینسکا در استکهلم ازدواج کرد.

او دو خواهر داشت؛ یکی از آنها در ۶ سالگی بر اثر سپسیس درگذشت و دیگری در ۳۲ سالگی در تصادف رانندگی درگذشت. پس از دبیرستان، یوهان برای تحصیل در رشته پزشکی به دانشگاه اوپسالا رفت.

او در دوران تحصیل در رشته پزشکی با معشوق دوران کودکی خود، گونور ساند، ازدواج کرد. این زوج در سال ۱۹۷۳ از هم جدا شدند و او در سال ۱۹۸۵ با آیلین ازدواج کرد.

به همراه همسرش دکتر. از هالتین فرزندانش، پدر هالتین، آنیتا هالتین و الن سوئنسن به یادگار مانده است. سه دختر ناتنی، کریستین پک، کارن هیل و دبورا کنیلی. ۱۲ نوه؛ و هفت نوه

قبل از انتشار نتایج حاصل از مطالعه ویروس زنان Brevig، دکتر. هولتین از روستاییان پرسید که آیا می‌خواهند روستا در یک خبر و مقاله در مجله شناسایی شود. آنها ممکن است توسط رسانه ها محاصره شوند. او به آنها هشدار داد: “شاید شما این را دوست نداشته باشید.”

ساکنان برویگ به اجماع رسیدند: مقاله را منتشر کنید و روستا را شناسایی کنید. دکتر. هولتین به عنوان یکی از نویسندگان فهرست شده بود.