شرایط اقتصادی سخت – اعتبار نوین


چه کارهایی باید بکنیم تا شرایط سخت اقتصادی، برای ما سهل تر شود؟

شرایط اقتصادی سخت

اخیراً خبری منتشر شد که می‌گوید خط فقر در ایران به ۱۸ میلیون تومان برای یک خانوار ۴ نفر رسیده است. این خبر بازتاب‌های زیادی داشت و باعث شد تا نقد و نظر بسیاری در اینباره مطرح شود. اما آیا چنین است؟ اینجا ما با یک مطلب راهنما روبه‌رو هستیم و نمی‌خواهم وارد بحث خبری تر و فنی‌تر شویم. اما قبل از هر چیزی، نیاز است که کمی در اینباره هم بدانیم.

واقعاً آیا خط فقر ۱۸ میلیون تومان شده است؟ و اگر چنین باشد، چه کارهایی از دست ما به‌عنوان صاحب خانوارها برمی‌آید تا کمی از وخامت این شرایط کم کنیم؟ در این راهنمای جمع و جور، سعی کرده‌ایم نکته‌هایی که به نوعی از تجربه زیسته‌مان در این جامعه را با شما به اشتراک بگذارید. قطعاً اینها نه نهایی‌ترین و قطعی‌ترین نکات هستند و نه‌تنها نکاتی هستند که می‌توانند این نکات را به نسبت وضعیت زندگی ادامه داده و تفسیر کنند.

۱-اول اجازه بدهید کمی درباره خط فقر بدانیم. خط فقر به فقر فقر و فقر هم معروف است. به نسبت هر کشوری هم فرق می‌کند؛ یعنی خط فقر در کشور ترکیه با خط فقر در کشور اتیوپی کاملاً متفاوت است و این کاملا منطقی است. به این منظور، معمولاً سعی می‌کنند، تمام منابعی را که یک انسان بالغ متوسط ​​در یک سال مصرف می‌کند را به حساب و کتاب می‌گذارد و می‌کند. به همین دلیل خط فقر در شرایط و محیط‌های مختلف متفاوت است. که وضعیت آدم‌ها در این شرایط و محیط‌ها کاملاً متفاوت است.

۲-بزرگترین عنصر تعیین کننده در خط فقر را هزینه مسکن یا اجاره‌بها و… می‌دانند. طبیعی است که اجاره‌بها در تهران با شهرهای دیگر و روستاها و… متفاوت است. پس از ۱۸میلیونی خط که اشاره شده است، نمی‌تواند کامل باشد. این شاید برای تهران و یک خانوار ۴نفره تعریف داشته باشد. چه بسا برای شهرهای بزرگ دیگر هم نمی توانم بازتعریفش کنم. شاید مثلاً هزینه‌های مسکن در شهرهای کوچک و روستاها و بخش‌ها و… متفاوت باشد و زوجین عادت به زندگی در خانه‌های پدری داشته باشند، در این صورت یک خط یا حد فاصل ممکن است جابه‌جا شود.

۳-قبل از نکات راهنما اجازه بدهید به ۲نکته دیگر هم اشاره کنیم که شاید برایتان جالب باشد. نکته اول اینکه در طراحی شاخص فقر، از ۳معیار استفاده می شود: مصرف یک سبد خاص از کالا، هزینه کل و درآمد کل. مطالعاتی که روی هر کدام از اینها انجام می‌شود، متفاوت است و باعث ایجاد نتایج متفاوت می‌شود. نکته بعدی هم آن است که شاید شما از حیث درآمد وضع جالبی نداشته باشید، ولی از حیث هزینه‌کردن نسبتاً خوب باشد. اما چرا؟ اقتصاددان‌ها را در روش‌هایی چون قرض‌کردن و وام‌گرفتن و فروش برخی از دارایی‌ها می‌دانند که باعث می‌شود تا سطح رفاه خانوار بالاتر از خط فقر قرار گیرد.

۴-حالا جدا از اینکه خط فقر بین ۱۰تا ۱۸میلیون باشد و به نسبت شهرهای مختلف فرق کند و…، وظیفه فردی ما چیست؟ طبیعی است که ما نمی‌توانیم تا ابد منتظر بمانیم تا شرایط اقتصادی اصلاح شود. اکنون این شرایط اقتصادی در آینده نزدیک یا آینده متوسط، اصلاح شده یا نمی‌شود، اینها وظیفه فردی ما برای اقتصاد خانوار را دارند. منطقی هم نیست که منتظر بمانیم. ممکن است بتوانیم کارهایی انجام دهیم. اولین وظیفه و هدف هم آن است که به‌شدت خویشتندار و دارای کنترل شخصی و شخصی باشد. شاید بپرسید که این دیگر چه توصیه‌هایی است؟

۵-بازاریابان اصطلاح معروفی دارند: مردم با احساس‌شان خرید می‌کنند و با منطق‌شان سعی می‌کنند آن را توجیه کنند. اگر شما تسلط خوبی بر رفتارتان و احساس‌تان داشته باشید، می‌توانید از هزینه‌ها را بررسی و کنترل کنید. در خریدها باید منطق شما را بدهید نه احساس شما. اگر کم‌کم به چنین عادتی عادت کنید، می‌توانید تعداد زیادی را روی هزینه‌های خودتان انجام دهید. گاهی که به تفریح ​​یا گشت و گذار و… می‌روید، ممکن است فرزندی یا همسری را مورد استفاده قرار دهد و… شما را در معذوریت احساسی و عاطفی قرار دهید تا هزینه‌های خود را بکنید. اگر واقعاً «ضرورت» ندارد، این احساس را حتماً کنترل کنید.

۶-مثلی آمریکایی است که می‌گوید مراقب «سِنت»ها باشید، «دلار»ها مراقب هستند. به فارسی‌اش چنین می‌شود که شما مراقب هزار تومان باشید، میلیون تومان‌ها مراقب هستند. به این معنا که خوراک‌های کلانی مثل اجاره و بیمه ماشین و خورده و پوشاک و…، مراقبت‌های ویژه هستند و مشخص می‌شوند اما هزینه‌های کوچک غالباً دیده نمی‌شوند. چون مدام با خود می‌گویید حالا ۱۰هزار یا ۲۰هزار یا ۴۰هزار تومان است، مگر می‌خواهد با من چه کار کند؟ همین هزینه‌هایی که از زیر چشم شما در می‌روند، باعث می‌شوند تا آخر ماه، یک دفعه از آن بخورید که پول‌ها کجا رفته‌اند.

۷-ابتدا باید روی ذهنتان کار کنید. به این منظور باید مانند خط فقر عمل کنید. خط فقر طبق هزینه سالانه تعیین می شود. شما هم باید یک ساده ساده را بدانید اگر ضرب در ۳۶۵روز شود، چگونه می‌شود! شاید برای مثال تصور کنید روزی ۵هزار تومان فقط فلان را هزینه کنید که هر کسی را نکشته کند. اما همین عدد اگر ضرب در ۳۶۵ شود، یک میلیون و ۸۲۵ ​​هزار تومان خواهد شد. به نظرتان رقم کمی است؟ با همین و کتاب ساده، به ذهن‌تان یاد می‌دهید که اساساً چیز بی‌اهمیتی وجود ندارد و هر چیزی در کیفیت سالانه، واقعاً تأثیرگذار می‌تواند باشد.

۸- بزرگ‌ترین هزینه‌های شما اجاره‌بهاست؛ البته اگر صاحبخانه نباشید. اجاره‌بها هم که می‌دانیم سر به فلک کشیده‌. اگر بتوانید در این زمینه کار خاصی انجام دهید، کلی از هزینه‌ها را صرفه‌جویی کرده‌اید. شاید نیازی به اجاره آپارتمان نوساز نباشد و یک ملک قدیمی‌ساز سرپا باشد و هم کارتان را راه بیندازد. شاید تغییر محل زندگی در، کلی از هزینه‌ها در تهران اجاره‌بهای شما را کم کند. همانطور که در رفت وآمد شما خللی ایجاد نکند و هم در سبک زندگی شما. اگر در میان‌مدت می‌توانید به خرید خانه هم فکر کنید که عالی است. مثلاً اگر مابین ۵۰۰ تا ۷۵۰ میلیون پول رهن منزل داده‌اید، با یک وام زوجین و کمی پس‌انداز، می‌توانید در محله‌ای قابل‌قبول یک آپارتمان ۵۰،۴۰ متری تهیه کنید.

۹-تا می‌توانید گزارشگیری مالی‌تان را به عادت کنید. یعنی هر ریالی که خرج می‌کنید را برای گزارش خودتان ثبت کنید تا بفهمید که پول‌ها کجا می‌روند. این امر باعث می‌شود که در شما ایجاد شود، که نتیجه‌اش کنترل مالی بیشتر خواهد بود. تا می‌توانید در خریدها هم، از جاهای مختلف قیمت بگیرید. برخی از فروشگاه‌ها و مغازه‌ها قیمت‌های مناسب‌تری دارند که در طول زمان، می‌توانند باعث صرفه‌جویی بیشتر در شما شوند. اگر هم صاحب خودرو در استفاده از لوازم یدکی و خدمات مکانیکی و… همین نکته را می‌توان رعایت کرد.

۱۰- ما که نمی‌گوییم، برخی از جمعیت‌شناسان می‌گویند که بهترین روش را برای اینکه به سالمندان آینده خدمت کنند، این است که روی ۲۰ تا ۵۰ سالگی این افراد را تجربه کرده و سبک زندگی و تغذیه سالم و… را در آنها نهادینه کنند. اما چرا؟ حالا کلیت قصه شاید ربطی به سالمندها هم نباشد. اگر ورزش کرده و سبک زندگی سالم‌تری داشته باشید، نیاز کمتری به بیمارستان و دکتر و دارو داشته باشید و خودتان اینها را صرفه‌جویی مالی کنید. در حالی که باعث صرفه‌جویی در خوراکی‌های ناسالمی چون پیتزا و نوشابه و فستفود و سرخ‌کردنی‌ها می‌شود و… می‌شود که شاید هر وعده‌اش کلی هزینه برایتان بتراشد. به هر حال گفته‌اند که بهتر از درمان است.

فقر و ثروت