فراتر از زیست شناسی

سه چیز متفاوتی که اخیراً خواندم باعث شد بنشینم و دوباره به تهدیدی که بیوتکنولوژی برای آینده بشریت ایجاد می کند نگاه کنم. اولین مورد، اعلامیه ای بود که توسط دانشمندان مؤسسه جی کریگ ونتر در مورد کارشان بر روی پیوند ژنوم منتشر شد و آنها را قادر ساخت یک نوع باکتری را به نوع دیگر تبدیل کنند. این اولین بار در تاریخ است که یک موجود زنده کاملاً مصنوعی ایجاد می شود. دومی بیانیه‌ای بود که توسط سر مارتین ریس، ستاره‌شناس سلطنتی و رئیس سابق انجمن بریتانیا برای پیشرفت علم – که یکی از برجسته‌ترین دانشمندان امروزی به حساب می‌آید، ارائه کرد. او می‌گوید: «من هزار دلار روی یک شرط گذاشته‌ام: تا سال ۲۰۲۰، یک نمونه از خطای زیستی یا ترور زیستی یک میلیون نفر را کشته است». سومین مورد این بود که دانشمندان در دانشگاه پزشکی دوم شانگهای اولین Chimera انسان/حیوان (حیوان حاوی مواد ژنتیکی از والدین دو یا چند گونه کاملاً متفاوت) را ایجاد کرده‌اند که سلول‌های انسان و موش را با هم ترکیب می‌کند.

اولین بخش از اطلاعات نشان می دهد که بیوتکنولوژی با سرعتی سرسام آور در حال پیشروی است و این توانایی را دارد که همه چیز را به روشی اساسی تغییر دهد. این توانایی قبلاً به توسعه داروها و سایر محصولات ترجمه شده است – بیوتکنولوژی اکنون ۴۰ درصد از داروهایی را که سازمان غذا و داروی ایالات متحده هر سال تأیید می کند تولید می کند.

مورد دوم نشان می‌دهد که دانشمندانی با کالیبر سر مارتین ریس معتقدند که احتمالاً می‌توان از این توانایی با نیت مخرب استفاده کرد. سلاح های زیستی سلاح های ایده آل برای تروریست ها و/یا آنارشیست ها هستند. هزینه راه اندازی یک آزمایشگاه برای تحقیقات بیوتکنولوژی به طور قابل توجهی کمتر از هزینه ساخت سلاح های هسته ای یا شیمیایی است. ساخت سموم کشنده به تجهیزات متوسطی نیاز دارد که اساساً همان چیزی است که برای برنامه های پزشکی یا کشاورزی مورد نیاز است: این فناوری “کاربرد دوگانه” است.

تیم های تحقیقاتی تنها با استفاده از اطلاعات منتشر شده DNA و مواد خام از خدمات سفارش پستی، توانسته اند ویروس فلج اطفال و همچنین ویروس آنفلوانزای همه گیر ۱۹۱۸ (که بین ۲۰ تا ۴۰ میلیون نفر را به کام مرگ کشاند) بازسازی کنند. این دانش و فناوری در حال حاضر در بین کارکنان بیمارستان ها، موسسات تحقیقاتی دانشگاهی و کارخانه ها پراکنده شده است. بنابراین بیوتروریسم با اختراع روش‌هایی برای کشتار که قبلاً فقط در حوزه داستان‌های علمی تخیلی وجود داشت، یک امکان واقعی در دهه آینده است.

سر مارتین ریس همچنین به احتمال خطا از سوی آزمایشگاه‌ها و آژانس‌های مسئول اشاره می‌کند. اد هاموند از پروژه Sunshine در تگزاس که بر استفاده از عوامل بیولوژیکی نظارت می‌کند، می‌گوید که تصادفات آزمایشگاهی بسیار بیشتر از آنچه عموم مردم می‌دانند اتفاق می‌افتند. در سال‌های اخیر، شیوع بیماری تب برفکی در بریتانیا (۲۰۰۷)، مرگ یک کارگر آزمایشگاه در تگزاس A&M (2006) به دلیل تب مالت پس از تمیز کردن یک ظرف محتوی بالا، قرار گرفتن در معرض ۳ محقق در مرکز پزشکی دانشگاه بوستون (۲۰۰۴) به تولارمی یا تب خرگوش رخ داده است. همه این آزمایشگاه ها به خوبی اداره می شوند و تابع مقررات بسیاری هستند. این را نمی توان در مورد آزمایشگاه های دیگر در نقاط مختلف جهان گفت. شاید بدترین خطای زیستی در سال ۱۹۷۹ در اتحاد جماهیر شوروی سابق رخ داد، زمانی که سیاه زخم با درجه تسلیحاتی از یک مرکز در Sverdlovsk که اکنون به نام یکاترینبورگ شناخته می شود فرار کرد و ۶۸ نفر را کشت. این حادثه توسط مقامات سرپوش گذاشته شد و تنها در سال ۱۹۹۸ آشکار شد.

اگر در آینده شیوع بزرگی وجود داشته باشد، ممکن است مقامات دولتی بر روی نوع تحقیقات و عواملی که می‌توانند در آزمایش‌ها استفاده شوند، سختگیرانه برخورد کنند. با این حال، این تأثیری بر تحقیقات در آزمایشگاه‌های روژ یا عناصر ضد اجتماعی نخواهد داشت.

آزمایش Human Chimera در چین آزمایشی است که نمی‌توانست در هیچ کشور دیگری در جهان انجام شود. اکثر آنها، حداقل در حال حاضر، توانایی علمی را ندارند. کسانی که این کار را انجام می دهند، مانند ایالات متحده و اروپای غربی، قوانین و مقررات سختگیرانه اخلاقی دارند که صراحتاً چنین آزمایشاتی را ممنوع می کند. با این حال، حتی بین ایالات متحده و اروپا، تفاوت زیادی در چارچوب نظارتی وجود دارد. در ایالات متحده، محصولات بیوتکنولوژی به طور گسترده آزمایش شده و به بازار عرضه شده است. در اتحادیه اروپا، تعداد کمی از محصولات بیوتکنولوژی تاییدیه نظارتی دریافت کرده‌اند، در حالی که اکثر آنها با یک مهلت قانونی مواجه شده‌اند.

بسیاری از کشورها هیچ نوع چارچوب نظارتی مربوط به بیوتکنولوژی یا محدودیت در نوع تحقیقات قابل انجام ندارند. آزمایش‌های ترسناکی می‌توانست انجام شود، بدون اطلاع بقیه جهان، یا مقامات داخلی خود کشورها. اینها حتی می‌توانند گروه‌هایی را برای راه‌اندازی امکانات تحقیقاتی در آینده جذب کنند – همان اصل که گروه‌ها و افراد را به بهشت‌های مالیاتی مانند باربادوس، سنت کیتس، جزایر قناری و غیره جذب می‌کند.

پیشرفت های صورت گرفته در زمینه بیوتکنولوژی این پتانسیل را دارد که با تأثیر بر سلامت، ریشه کن کردن بیماری ها و ایجاد داروهای معجزه آسا، زندگی نوع بشر را به سمت بهتر تغییر دهد. اما ما همچنین باید به طور جدی در مورد آنچه که باید انجام دهیم تا از تحقق شرط بندی سر مارتین ریس جلوگیری کنیم، فکر کنیم.