فیروزه و سرنوشت آن از معدن تا ویترین مغازه


یکی از قدیمی ترین سنگ های جهان که زیبایی ظاهری و خواص درمانی اش بر جذابیت آن افزوده شده است، فیروزه است.

روایتی از حضور چند ساعت در یک فیروزه تراشی برای یافتن پاسخ رایج ترین سوالات درباره این سنگ، نشانه های اصلی بودنش، دلیل تفاوت قیمت آن، «فیلی‌سازی» و …

در فرهنگ دینی ما، داشتن انگشتری با نگین فیروزه به ویژه برای آقایان توصیه شده و در خراسان یکی از معروف‌ترین معادن فیروزه در جهان قرار گرفته است که از همه مردم، خواهان دارد.

فیروزه‌ای یکی از کدهای رنگی است که جهان آن را به عنوان یک رنگ ایرانی می‌شناسد و هر وقت می‌خواهم زیبایی آن را توصیف کنیم به دریا و آسمان پناه می‌بریم.

«آبا و اجدادی فیروزه می‌خریم و می‌تراشیم. از عمو و عموزاده گرفته تا خودم و نزدیکانم. اهل نیشابورم. مردم برای شرکت در مزایده فیروزه به روستای می‌آیند و می‌روند و معدن فیروزه، این روستایمان را سرپا نگه داشته است.» این‌ها حرف‌های «سید محمدحسینی» است که در یکی از بازارهای قدیمی مشهد یک حجره فیروزه‌تراشی دارد.

این حجره که از آن حرف می‌زنم، اجاره‌ای است و مثل همه مغازه‌های دیگر در سطح بازار ۲ در ۵ متر است. جلوی حجره یک ویترین جمع‌وجور دو طبقه است که بالای آن با انگشترهای زنانه و مردانه‌ای است که روی همه آن‌ها فیروزه سوار است.

فیروزه های بندانگشتی کوچکی که به آن مخراجی می‌گویند هم گوشه‌های دیگر ویترین خودنمایی می‌کند.

روی دو دیوار حجره، دو ویترین کوچک جا خوش کرده که هم فیروزه مهمان آن است. دو چرخ فیروزه‌تراشی هم گوشه انتهایی مغازه است که در کنار هر دستگاه یک ظرف، فیروزه تراش‌نخورده در آب خوابیده است تا فیروزه‌تراش آن‌ها را بتراشد.

پسر جوانی پشت دوم دستگاه نشسته و سخت کار می کند. ارتفاع بلندی از فروشگاه‌ها وجود ندارد، اما یک نیم طبقه کوچک هم دارد که برای رفتن به آن از فلزات نردبانی که به دیوار چسبیده است بالا بروید و سر، خم کنید. این نیم‌طبقه محل کار «جوادآقا» است که پایه انگشتر می‌سازد و خودش را «فیلی ساز» معرفی می‌کند.

در طبقه بالای این بازار قدیمی تا چشم کار می‌کند ویترین‌های تزیین شده با فیروزه است و صدای چرخ فیروزه تراش هم تنها موسیقی است که می‌شود. اگر دوست دارید از سرنوشت فیروزه و فیروزه‌تراش‌ها بیشتر بدانید، شاید روایتی را بخوانید که در ادامه نوشتیم برایتان جالب باشد.

از معدن تا ویترین مغازه

فیروزه و سرنوشت آن از معدن تا ویترین مغازه، قصه بلندبالایی دارد. «حسینی» این قصه را اینطور روایت می‌کند: «به‌طور معمول فیروزه را از مزایده معدن می‌خریم یا از مردم روستا که ماشین‌های ۱۰ تنی ضایعات فیروزه را به قیمت کمتری می‌خرند و امیدشان به این است که از داخل آن، فیروزه‌های می‌توانند تراشیدن پیدا کنند. به خریدارها بفروشند. سنگ‌های درشت فیروزه با دستگاهی به نام «تیزبر» قطعه‌قطعه می‌شود. فیروزه‌های کوچک هم که به آن‌ها «عجمی» یا «شکوفه» می‌گویند نیاز به قطعه کردن دارند و آماده تراش هستند. فیروزه‌ها بعد از چند مرحله دیگر، گذشتن از سنباده خیس و خشک و جلا دادن با یک چرم گوسفندی و سفیداب و صابون، شسته می‌شوند و آماده سوار شدن روی انگشتر و مدال می‌شوند. همه این کارها برای تبدیل یک سنگ فیروزه نیم‌تا یک‌کیلویی به نگین‌های تراش‌خورده بین یک ماه تا ۴۵ روز زمان می‌برد. اما الان همه دنبال فیروزه‌ها خوب هستند و برای تراش خوب هستند به فیروزه‌تراش التماس هم می‌کنند.»

قیمت فیروزه ها اختلاف چند میلیونی دارد

حسینی معتقد است قیمت فیروزه را سه عامل مهم تعیین می‌کند و درباره‌اش اینطور توضیح می‌دهد: «بی‌عیبی از همه مهم‌تر است. به این معنی که فیروزه نباید خورده و برصدار(لک و پیس) باشد. فیروزه هر چقدر صاف‌تر باشد بهتر است. سومین مورد آخر و اندازه فیروزه است که به نظر من در مرحله قیمت گذاری است. در فیروزه شجر تفاوت درجه یک با درجه‌های دیگر در رگه‌هایش است. فیروزه درجه یک آبی‌تر است و پیوستگی بیشتر است اما در فیروزه درجه چهار، رگه‌ها به لکه تبدیل می‌شوند و با فیروزه درجه یک اختلاف قیمت چند میلیونی دارد.»

فیروزه مصری، آمریکایی و چینی هم در بازار داریم!

شاعر میگوید «تو مو میبینی و من پیچش مو». نسبت فیروزه‌تراش به شاعرها هم در همین نگاه جزئی و متکی به تجربه است. حسینی درباره این که راهی برای شناخت فیروزه اصلی برای مردم عادی وجود دارد یا نه، می‌گوید: «اگر در بازار بچرخید، متوجه می‌شوید فیروزه مصری، آمریکایی و چینی هم داریم. در کشور خودمان موفق فیروزه دامغان و کرمان را به اسم نیشابور می‌فروشند. حتی خود نیشابور فیروزه‌ای دارد که رنگش به سفیدی می‌زند. این فیروزه‌ها با فرآیند احیا می‌شوند تا به رنگ فیروزه‌های دربیایند. اینها را که مانند مروارید پرورشی ضعیف است در یک فرآیند ۲۰روزه تا یک ماهه، آبی می‌کنند و بعد آن را به عنوان فیروزه طبیعی می‌فروشند. تشخیص فیروزه اصل و تقلبی برای کسانی که در این کار آسان هستند، باید از فروشنده فاکتوری که در آن عبارت «فیروزه نیشابور طبیعی» استفاده شود. به ویژه اگر می‌توانید بالای یک‌میلیون تومان هزینه کنید. الان یک انگشتر مردانه با یک رکاب خوب و فیروزه درجه یک تا ۲ میلیون تومان قیمت دارد. فیروزه خوب و درجه یک را طلاسازی سوار می‌کنند و کارهای درجه ۲ به بعد را نقره و استیل و برنج».

فیروزه تراشی تا روزی یک‌و‌نیم میلیون تومان درآمد دارد

حسین فرخی، ۲۴ ساله است و پشت چرخ فیروزه‌تراشی نزدیک به پنجره نشسته. یک بالشتک کوچک زیر دست راستش که در تماس با چرخ فیروزه‌تراشی قرار می‌گیرد و نگین‌ها را یکی‌یکی می‌تراشد. در مدت زمانی که همکارش را با همکارش می‌کنم، به سختی کار می‌کنم و به خواست من دستگاه را برای چند دقیقه خاموش می‌کنم. او می‌گوید: «من در بازار شاگردی می‌کردم و به مرور زمان کار فیروزه‌تراش‌ها را دیدم. اهل مشهدم و معدنی(کسانی که اهل معدن فیروزه نیشابور هستند) نیستم. به دنبال کاری بودم که با آن یک هنر را یاد بگیرم و دیدم فیروزه‌تراشی هنر خوبی است. یک سال طول کشید تا فیروزه‌تراشی را یاد بگیرم و از سال ۹۳ فیروزه‌ می‌تراشم تا استادکار شدم. راستش این کار برای کسی که می‌خواهد فقط شاگردی کند خوب نیست و کسی که وارد این حرفه شود باید زمان بگذارد تا به استادکاری برسد. برای هر کسی که می‌خواهد برای خودش کار کند سرمایه‌ای نزدیک به ۲۰۰ میلیون تومان می‌خواهد که فکر می‌کند تامینش راحت باشد. من این جا روزی ۸ ساعت کار می‌کنم و به طور متوسط، روزی ۱۵۰ فیروزه می‌تراشم. قیمت تراش هر فیروزه بین ۵ تا ۱۰ هزار تومان است. مهم این است که هنر خوبی است و اگر دوستش داشته باشید با دستگاه را ۶ ماهه یاد می‌گیرید.»

خانم ها و آلمانی ها بیشتر فیروزه دوست دارند!

«خانم‌ها بیشتر مشتری فیروزه زینتی هستند و انگشتر فیروزه مردانه نسبت به زنانه ۲۰ درصد فروش دارند. بازار رضا را به اسم فیروزه نیشابور می‌شناسند و به همین دلیل این جا، این سنگر بیشتر دارد. به ویژه کسانی که از شهرهای دیگر و افغانستان و عراق می‌آیند مدیر اصلی فیروزه هستند. فیروزه «عجمی» صاف و بدون رگه و «شجر» رگه‌دار است. در کشور خودمان قزوینی‌ها عاشق فیروزه عجمی هستند و از خارج، عرب‌زبان‌ها هستند. مردم افغانستان و اندونزی هم بیشتر خریدار فیروزه شجر هستند. در میان اروپایی‌ها، آلمانی‌ها و ایتالیایی‌ها هم فیروزه درجه یک هستند، اما به این کشور بسیار ضعیف می‌رسند.»

مجموعه دارها عاشق انگشترهای غول پیکرند!

دو خانم پشت ویترین حجره ها و انگشترهای فیروزه زنانه را با دقت براندازند. یکی از آن‌ها می‌خواهد یکی از انگشترها را در انگشتش ببیند و قیمت آن را می‌پرسد. انگشتر ۸۰۰ هزار تومان است و یک فیروزه تراش‌خورده خوش‌رنگ روی رکاب ظریف، آن را خواستنی‌تر کرده است. دو خانم چندثانیه‌ای با نگاهی به انگشتری است که در دست می‌شود و از یک نگاه کوتاه، آن را دوباره به فروشنده می‌دهند و بعد از تماشای حجره‌های بعدی می‌شوند. دوباره از بیرون به حجره فیروزه‌تراشی نگاه می‌کنم. انگشترهای مردانه‌ بزرگی که اندازه‌های غیرمتعارف دارند و فیروزه درشتی روی آن‌ها سوار می‌شوند بالای ویترین حجره‌ها را کرده‌اند. این کارها را بیشتر کسانی که عشق انگشتر هستند یا مجموعه دار، میخرند. اینها را حسینی می‌گوید و از طبقه پایین ویترین یک رول بزرگ پارچه‌ای را بالا می‌آورد و آن را باز می‌کند. ده‌ها تسبیح فیروزه اولین چیزی است که به چشم می‌خورد. او توضیح می‌دهد: «در ۹۵درصد تسبیح‌ها از فیروزه احیاشده استفاده می‌شود. این فیروزه‌ها، رنگ‌های ضعیفی دارند و به همین دلیل آن‌ها را با احیا، به رنگ آبی فیروزه‌ای درمی‌آورند. ما این تسبیح‌ها را معمولاً به صورت کلی می‌فروشیم. این تسبیح‌ها به صورت گرمی حساب می‌شود و قیمت آن معمولاً از گرمی ۲۰ هزار تومان تا ۲۰۰ هزار تومان است. دقیقاً سه ماه طول می‌کشد تا این تسبیح‌ها آماده شوند. ما برای یک کیلو تسبیح تقریباً ۳۰ میلیون تومان هزینه می‌کنیم و بعد از چند ماه، تنها حدود ۸ میلیون تومان به سرمایه‌مان برمی‌گردد.»

«فیلی سازی» یعنی چه؟

قرار بود در این گزارش تنها حرف از فیروزه باشد اما «جواد رجایی» انگشترساز حجره فیروزه‌تراشی هم حرف‌هایی داشت. او هشت سال است که در نیم‌طبقه حجره می‌کند. با نردبان از محل کارش پایین می‌آید و همزمان با این که چند نمونه پایه انگشتری را که آماده نشان می‌دهد، می‌گوید: «بازاری‌ها به کار ما که آماده‌سازی پایه انگشتر است «فیلی‌سازی» می‌گویند. شبکه‌زنی، قلم‌زنی و آینه‌کاری از مراحل دیگر آماده‌سازی رکاب انگشتر است که بعد از فیلی‌سازی باید انجام شود. آماده کردن یک «فیلی» سنگین یک ساعت‌ونیم زمان می‌برد و اگر روزی ۸ ساعت کار کنیم و هر روز هم کار کنیم شاید روزی ۴۰۰ تا ۵۰۰ هزار تومان دربیاوریم. اگر کسی بخواهد فیلی‌سازی را در سطح عالی یاد بگیرد باید سه تا چهار سال زمان بگذرد اما فیلی‌سازی معمولی را طی یک سال هم می‌شود یاد گرفت. حرف من این است که از ما پشتیبانی نمی‌کند و به ما نقره نمی‌دهد. صنایع دستی هم ما را فراموش کرده است. قرار بود یک وام ۱۰۰ میلیون تومانی برای توسعه کارمان بدهند، من از مرداد سال گذشته به دنبال این بودم که فروردین ماه امسال نیمی از آن را پرداخت و هنوز از ۵۰ میلیون تومان دیگر، خبری نیست.»

هنرمند خواندن فیروزه تراش دردی دوا نمی‌کند

«می‌گویند هنرمندید، هنرمندید! اما فقط اسم‌مان هنرمند است». این حرف سیدمحمد حسینی است. او می‌گوید: «از سال ۸۸ تا ۹۱ فیروزه‌تراش‌ها را بیمه کردند. صنایع دستی ۷۰ درصد مبلغ بیمه را پرداخت می‌کند و ۳۰ درصد آن را خودمان می‌کند، اما این بیمه با این کارت صنایع دستی و فنی وحرفه‌ای داشتیم و بعد از مدتی قطع می‌شویم. هربار سازمان صنایع دستی بادی به غبغب ما می‌اندازد که شما هنرمندید اما از بیمه و حمایت خبری نیست و به همین خاطر در این بازار ۷۰ درصد، دلال شده‌اند. ما یکی، دو سال پیش با ۱۰۰ میلیون تومان می توانم ۴ و یله (هر ویله حدود ۱۱۰ کیلوگرم است) فیروزه بخریم اما امسال با این مبلغ تنها می توانم یک ویله فیروزه از مزایده بخریم. ما فیروزه را می‌خریم، ۴۵ روز روی آن کار می‌کنیم و اجرت همه چیز را باید نقدی نقدی و بعد از آن‌ها را به صورت مدت‌دار به دیگران بفروشیم. در واقع، شاید ۲۰ تا ۳۰ درصد کارمان را بتوانیم نقد بفروشیم. نمی‌گویم کار ما سود ندارد ولی نسبت به کارهای دیگر صرفه اقتصادی ندارد چون جزو اولویت‌های زندگی مردم نیست.»

نویسنده : اکرم انتصاری