لئون ای. روزنبرگ، ژنتیک دانی که افسردگی خود را نوشت، در ۸۹ سالگی درگذشت


ابراهیم پس از مدتی دستفروشی، آنقدر پول به دست آورد تا فروشگاه عمومی خود را باز کند. او انگلیسی را به سرعت یاد گرفت و حتی یک لهجه روستایی ویسکانسین را کامل کرد که به او کمک کرد با مشتریانش ارتباط برقرار کند. سلیا، یک خانه دار، لهجه غلیظ ییدیش را حفظ کرد.

تصادفی در دوران کودکی که در یک آسیاب در مزرعه خانوادگی سلیا رخ داد، دست چپ او را مثله کرد و همه چیز به جز انگشت شست و سبابه‌اش بی‌فایده ماند. دکتر روزنبرگ در خاطرات خود نوشت: «حدوداً در سن ۵ سالگی، در حالی که دست چپ او را در هر دو دستم گرفته بودم، به او گفتم که قصد دارم پزشک شوم تا بتوانم دست او را ترمیم کنم.»

لئون یک دانش آموز نمونه بود: او در دبیرستان خود مدعی شد و در دانشگاه ویسکانسین به پایان رساند. او در سال ۱۹۵۴ فارغ التحصیل شد و مدرک پزشکی خود را در سال ۱۹۵۷ دریافت کرد. او قبل از نقل مکان به مؤسسه ملی در بیمارستان نیویورک-پرسبیتریان کارورزی کرد. بهداشت به عنوان یک محقق در سال ۱۹۵۹.

ازدواج اول او با الین لوئیس به طلاق ختم شد. او به همراه همسرش از برادرش، ایروین، رئیس سابق دانشکده علوم و سیاست تغذیه در دانشگاه تافتس به یادگار مانده است. پسرانش، رابرت روزنبرگ و دیوید کوریش؛ دخترانش، دایانا کلارک و الکسا روزنبرگ؛ شش نوه؛ و یک نوه

در زمانی که در دانشگاه ییل بود، دکتر روزنبرگ، علیرغم شک و تردید همکاران در مورد اساس چنین کاری، تحقیق در مورد اختلالات متابولیک ارثی را رهبری کرد. او به یاد می آورد که یکی از نفرولوژیست های دانشگاه ییل به او گفته بود: «احمق نباش. “چنین چیزی وجود ندارد.”

دکتر روزنبرگ به او ثابت کرد که اشتباه می کند. او سخنرانی‌ها را با مطالعات موردی کودکان پر کرد – البته استیون، و به دنبال آن دانا، لورین، رابی و دیگران – که اختلالات غیرقابل توضیحی را ارائه کردند، که او بارها نشان داد که ناشی از ناتوانی بدن آنها در متابولیسم اسیدهای مختلف است، و اغلب ممکن است به راحتی درمان شود