محیط زیست و رفتار انسان

دیدگاه کنونی جهان در مورد مسائل زیست محیطی، دامنه و جزئیات بیشتری را در مورد آنچه برای محیطی که در آن همه موجودات زنده هستند، می‌گذراند. بلایا، تراژدی ها، غارت و بهره برداری از دارایی های طبیعی به طور فزاینده ای در مواجهه با جامعه بشری آشکار شده و باعث عدم تعادل محیطی و خستگی و طبیعت می شود. هدف از پایداری این است که انسان بخشی از طبیعت در نظر گرفته شود و بتواند اعمال خود را در تعادل با محیطی که در آن زندگی می کند توسعه دهد.

با توجه به تاریخ تکاملی اندیشه بشری، اشاره می‌شود که تفکر انسان در طول تاریخ در حال تبدیل شدن است، جایی که برخوردی بین پارادایم دکارتی قدیمی و پارادایم جدید، یعنی پایداری وجود دارد. دانستن روند تکاملی تفکر انسان را می توان به عنوان علت مشکل تشخیص داده اشاره کرد: مشکلات محیطی به اندازه کافی افراد را آزار نمی دهد تا آنها وارد عمل شوند، هیچ انگیزه یا ابتکار شخصی برای ایجاد کنش محیطی وجود ندارد، آگاهی لزوماً باعث تغییر نگرش نمی شود، نه مسئولیت پذیری مردم در برابر مسائل زیست محیطی

راه‌حل‌های مشکل برنامه‌ها و پروژه‌هایی که قبلاً روی ادراک، آگاهی و آگاهی محیطی کار می‌کردند، باعث تأکید بر احساسات در افرادی می‌شد که برای ترویج تغییرات لازم برای دستیابی به پایداری حساس شده‌اند.

با توجه به پارامترهایی که بر تجزیه و تحلیل و نتایج این کار تأثیر می گذارد، در اهداف خود باقی می ماند، اما ایده های جدیدی برای تأثیرگذاری در غلبه بر پردازش آگاهی محیطی در حرکت فعال ارائه می شود. ساختن ارزش های فرهنگی جدید، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی و سپس کمک به شکل گیری یک آگاهی جهانی جدید به نفع زندگی و همه تنوع در طبیعت.

اقداماتی که امروز برای محیط زیست انجام می شود با اقدامات افراد آگاه مطابقت ندارد. ما برای به حداقل رساندن اثراتی که ایجاد می کند، روی اقدام مشخص متوقف شدیم. جنبش های سیاسی ترسو و اکثریت انتخاباتی هستند (جستجو با رای) سعی می کنند مردم را متقاعد کنند که ما با طبیعت کار می کنیم زیرا قسمت کوچکی از زباله های شهر برای بازیافت جدا می شود و زمانی که تغییرات در پروژه های گذشته دولت نادیده گرفته می شود یا نادیده گرفته می شود، برنامه دیگری را شروع کنید. همانطور که محیط زیست اولین نگرانی در مورد مسائل زیست محیطی است. جست‌وجوی دلایلی که باعث می‌شود اقدام آگاهانه نگرش‌ها و فرآیندهای مولد که بتواند شروع به کاهش مشکلات زیست‌محیطی کند، با توجه به ناهماهنگی مردم از وجود و عدم وجود اقدامات دائمی زیست‌محیطی، حائز اهمیت است.

کار برای یک محیط سالم، اقدام موثر یک شرکت سازماندهی شده و نگران شناخت، درک و اجرای مسئولیت های خود است. با اشاره به آموزش پزشکی (KIKUCHI, 1991 p. 166) هشدار می دهد: شما نمی توانید عمل خود درمانی را با درمان طب سنتی مقایسه کنید. هدف از درمان خوددرمانی توانمندسازی بهبود بیمارانی است که باید اساساً یک عمل خودآموزشی باشد و نه پزشکی. مصادره سلامت، اختیار پزشکان، حق انحصاری معالجه بیماران و تألیف آن دشوار، با استفاده از قانون اساساً ناشی از جهل و منافع مالی است. این یکی از عوامل اصلی ایجاد بیماری در دنیای آشفته مدرن است. بیماری مانند آتش است و پزشک مانند آتش نشان.

اگرچه بسیج کل ظرفیت پزشک (آتش نشان) و استفاده از همه تجهیزات است، اما هنوز بسیاری از بیماری های جدی (آتش سوزی های بزرگ) وجود دارد که به موازات پیشرفت سریع علم و فناوری مکانیکی امروزی ایجاد می شود. فایده ای ندارد که فقط پیشرفت تکنولوژی و عملی با تجهیزات و ابزار آتش نشانی آنها را تقویت کنیم و در برابر آتش هشدار دهیم. ما باید از ما در برابر شعله ور شدن بیماری کودکان و همچنین آتش سوزی های بزرگ (اپیدمی ها و جنگ) محافظت کنیم. این بیماری به عنوان یک امکان برای رشد ظاهر می شود، به عنوان یک مانع که به ما کمک می کند تا آگاهی را افزایش دهیم که عدم تعادل برای حفظ تعادل نسبی بسیار مهم است. پس چه می شود اگر جستجو روشن نیست چگونه آتش، زیرا اگر شما نمی دانید، فقط آن را مطالعه کنید و موثرترین روش برای این است. آنچه شما می خواهید این است که خود با محیط روبرو شوید. مصادره طبیعت در مقایسه با مرجع قبلی سلامت کیکوچی بد است. درمان شر کافی نیست، ما باید از آن جلوگیری کنیم و برای بررسی آنچه از دست رفته است و بازگرداندن عادت به بازگشت تعادل برای حفظ و همچنین به دست آوردن تعادل طبیعی اکوسیستم ضروری است.

با نگاه کردن به پارامترهای مشابه جستجو برای تعادل، می‌توانید نمونه‌های دیگری از سردرگمی را در بخش‌های دیگر ذکر کنید، مانند: مقامات خشونت‌آمیز می‌خواهند خشونت را متوقف کنند، پزشکان می‌خواهند از سرطان جلوگیری کنند که سرطان بیشتری تولید می‌کند، مربیان می‌خواهند آموزش را ارتقا دهند که یک تقسیم‌بندی را منتقل می‌کند. بینایی و انصراف از واقعیت. واضح است که چیزی اشتباه است.

نیاز به جایگزینی پارادایم دکارتی-نیوتنی، تثبیت شده توسط دکترین پوزیتیویستی، که هنوز بر زندگی ما حاکم است، وجود دارد. با توجه به اینکه بزرگترین بحرانی که بشریت را تحت تأثیر قرار می دهد، بحران ادراک است، باید تغییری در جهان ایجاد شود (۱۹۹۶).

آموزش نقش راهبردی در فرآیند مدیریت محیطی، تربیت کودکان و نوجوانان، تلفیق ارزش‌های زیست‌محیطی و انسانی، تأکید بر حس اعمال روزمره با تئوری آغاز شده در کلاس، منجر به فرهنگ پایداری، فرهنگ همزیستی هماهنگ دارد. بین انسانها و بین آنها و طبیعت. تلاش برای توسعه پایدار آرمان‌شهری به نظر می‌رسد، اما ایده‌های آرمان‌شهری ساختن چیزی است که رویای آن را دارید و رویاها ایجاد امید است. این میل به انتزاع یک واقعیت ملموس است، برای متوقف کردن چرخیدن در زمینی استوار برای قدم زدن. توسعه پایداری به این معناست که نه تنها بر تولید تمرکز کنیم، بلکه به معنای اندیشیدن و حل مسائل کوچک برای تسلیم به فرآیند طبیعی منطقی پیشنهادی یا یافتن پاسخ در طبیعت برای حل مشکلات است. مسائلی که توسط انسان ایجاد شده است، وقتی فراموش می کنیم که طبیعی، ارگانیک و این به آن بستگی دارد. برای بازنگری در شیوه زندگی انسان باید به اصل برگردیم. ببینید چه چیزی برای جا دادن قطعه گمشده برای بازگشت و شرکت در چرخه حیات زمین از دست رفته است.

توسعه پایدار به عنوان منبع اساسی خود، ابتکار خلاقانه افراد و به عنوان یک هدف اساسی رفاه مادی و معنوی را انتخاب می کند. در جوامعی که به خوبی کار می کنند، حتی زمانی که فقر وجود دارد، استراتژی های مبتکرانه ای برای بقا نیز وجود دارد. (BARROS, 2002, p. 4) طبق Lerípio (2001, p. 2) محیط و توسعه باید از رویارویی بودن دست بردارند تا به یک رابطه مشارکتی تبدیل شوند. نکته کلیدی این موضوع نیاز به همزیستی مسالمت آمیز بین کیفیت محیط زیست و توسعه اقتصادی است.

اقداماتی که برای حفاظت از محیط زیست انجام شده است مورد نیاز است تا از رمز و راز آگاهی و توانایی آنها برای انجام اقدامات آگاهانه، متعهد و مسئول برای گسترش راه حل های مشکلات و بهبودهای زیست محیطی چشمگیر استفاده شود. نمی توان هر سال در هفته محیط زیست را در باغ ها درخت کاشت و در آن لحظه چنان عبادت کرد که گویی نمایانگر تأثیر زیادی بر مردم و محیط زیست است. ما باید نگرش آگاهانه را در مردم رشد دهیم، مهم است که آگاهی از محیط زیست هیچ اقدامی برای کاهش اثرات زیست محیطی نیست. تداوم توسعه نیافتگی در تداوم زیست محیطی عمل پخش بقایای مواد غذایی در همان برنج است که در آن مواد قابل بازیافت یا جنگل ها مناطقی معادل یک استادیوم بزرگ را هر روز ویران می کنند و چندین گونه در خطر انقراض از هر دو گونه گیاهی مانند جانوران و مقامات را از بین می برند. برای انجام این حفاظت تحت فشار قرار نگرفته اند.

درک مبانی ایجاد کنش ها برای دستیابی به آگاهی افراد بسیار مهم است تا بتوانند نگرش های خود را با طرز تفکر خود مطابقت داشته باشند. یافتن عاملی برای اعمال، ابزاری بسیار فراتر از آگاهی بوده است. اگر آگاهی به اندازه کافی بزرگ بود، نگرانی هایی در مورد موضوع زیست محیطی وجود داشت، همانطور که در شرکتی که در آنجا تأسیس می شود، در بخش های مختلف ضریب آگاهی زیست محیطی مشهود است. شاید اکثریت آن جدیتی را که محیط‌بانان دیده‌اند، در نتیجه نیاز به درمان شوک را ندیده‌اند، یا واقعیتی را ببینند که به لحاظ احساسی ضربه می‌زند و با طبیعت و مانند آن انجام شود. با توجه به اهمیت این جنبه‌ها، این مقاله سعی دارد به پاسخ یا راه‌حل‌هایی برای اینرسی استراحت در جایی که مردم آگاهانه و ناآگاه پارک می‌کنند، اشاره کند تا عامل یا عوامل محرک حالت حرکت برای فعالیت‌های مفید برای محیط زیست، یک اینرسی باشد. حرکت سرهای آگاه از محیط زیست

اگر هر فردی که از آگاهی زیست محیطی برخوردار است، هنوز دلیلی برای اقدام در مورد موضوع زیست محیطی ندارد، در نقطه مناسبی برای ایجاد نگرش هایی که همان فرد برای جبران آسیب های زیست محیطی یا پیشگیری از آنها تحریک می شود، کار بیشتر از کمک به آموزش محیط زیست است، اما بله، ماشه ای که هر فردی را به غیر از میلش برای ایجاد سبک زندگی امروزی، به سمت نگرش های سالم تر از یک بازیگر خاص، عاطفی، روانی، در تغییرات عمده ای که برای حفظ و حفاظت از دنیای یکپارچه انسان و طبیعت ضروری است، تحریک می کند. ، فقط یک چیز برای جستجوی راهنما، تحقیقاتی انجام دهید که به یک جهت واحد اشاره می‌کند، تفاوت‌های ظریفی که ممکن است در هدف واقعی شما دخیل باشد، لازم است این سؤال را استنتاج کنیم: چرا بسیاری از مردم، اگرچه از محیط‌زیست آگاه هستند، اما هیچ نگرش منطقی ندارند. آیا انجام اقدامات برای محیط زیست مناسب است؟