مطالعه اخیر به این نتیجه رسید که شواهد علیه گوشت قرمز ضعیف است


مردی که در حال خوردن استیک چنگال و چاقو در دست داردگوشت قرمز همچنان شرور بزرگ در اپیدمیولوژی تغذیه است. مهم نیست که چه بیماری، وضعیت سلامتی یا علت مرگ را انتخاب می کنید، تیم هایی از محققان وجود دارند که فقط می خواهند آن را مستقیماً به مقدار گوشت قرمزی که می خورید متصل کنند – به همین دلیل است که هر چند ماه یک بار به نظر می رسد یک مطالعه جدید در تلاش است تا قرمزی را نشان دهد. گوشت به عنوان عامل اصلی مرگ، بیماری و فروپاشی آب و هوا است.

به همین دلیل است که از خواندن نتیجه‌گیری از آخرین مطالعه‌های گوشت قرمز متعجب شدم: شواهد علیه گوشت قرمز در واقع بسیار ضعیف و حتی وجود ندارند.

این مطالعه در مورد گوشت قرمز چه چیزی را مورد بررسی قرار داد؟

جالب ترین چیز در مورد این مطالعه اخیر این است که آنها مجبور شدند اعتراف کنند که نتوانستند هیچ مدرک قوی دال بر ارتباط بین مصرف گوشت قرمز فرآوری نشده و شش پیامد سلامتی پیدا کنند، حتی اگر به وضوح امیدوار بودند. اینها نتایج بهداشتی است که آنها به آنها نگاه کردند:

  • سرطان روده بزرگ
  • دیابت نوع ۲
  • بیماری ایسکمیک قلبی
  • سکته مغزی ایسکمیک
  • سکته هموراژیک
  • سرطان پستان

آن‌ها ده‌ها گروه مختلف را در یک گروه بزرگ برای هر پیامد سلامتی ترکیب کردند و از مطالعات سراسر جهان برای استخراج داده‌ها استفاده کردند. بدیهی است که مطالعات دیگر همین کار را انجام داده‌اند، اما این یکی تلاش می‌کرد تا کاری متفاوت انجام دهد: ارزیابی «قدرت» شواهد به نفع گوشت قرمز که باعث بیماری‌های قلبی، سرطان، دیابت و همه چیزهای دیگر می‌شود با استفاده از ابزار جدیدی به نام بار اثبات. همان جمله اول چکیده نشان می دهد که آنها گوشت قرمز را یک “عامل خطر” می دانند. آنها قبلاً آن را خریده اند. حالا آنها فقط می خواهند بفهمند که شواهد چقدر قوی است.

معلوم می شود که شواهد بسیار ضعیف هستند. برای سرطان کولورکتال، دیابت نوع ۲، سرطان سینه و بیماری ایسکمیک قلب، شواهد ارتباط با مصرف گوشت قرمز ضعیف است.برای سکته های هموراژیک و سکته مغزی ایسکمیک، شواهد موجود نیست.

و با این حال اینها مواردی هستند که همه همیشه روی آنها تمرکز می کنند. جستجو کردن منتشر شد خودتان و خواهید دید که هزاران مطالعه وجود دارد که به دنبال ارتباط بین مصرف گوشت قرمز و سرطان روده بزرگ، دیابت، سکته، سرطان سینه و بیماری قلبی هستند.

اکنون، آنها هنوز متقاعد شده اند که گوشت قرمز بد است. آنها می گویند که مصرف گوشت قرمز صفر گرم در روز احتمالاً برای سلامتی ایده آل است، اما شواهد کافی برای توجیه واقعی توصیه یا تجویز آن به مردم وجود ندارد. “همه ما می دانیم” گوشت قرمز بسیار ناسالم است، اما نمی توانیم دقیقاً آن را به عنوان یک توصیه رسمی … هنوز. شواهد فقط وجود ندارد.

این زیر متن مقاله است.

بسیاری از افراد طرفدار گوشت این موضوع را در رسانه های اجتماعی به اشتراک می گذاشتند، بسیار خوشحال بودند که نتوانستند هیچ مدرک قوی علیه مصرف گوشت قرمز پیدا کنند. فکر نمی کنم به اندازه کافی پیش برود. من فکر می کنم هنوز هم برای گوشت قرمز خیلی سخت است. “شواهد ضعیف” دقیق نیست. خیلی مهربان است. شواهد این است وحشتناک و من گمان می کنم، اگر همه متغیرهای مرتبط را در نظر بگیرید، در واقع در جهت مخالف است: به سمت منافع.

اما شما هرگز با یک متا مطالعه معمولی به آن نخواهید رسید.

معایب متا مطالعات

زمانی که داده‌های صدها گروه از زمان و مکان را در یک گروه بزرگ ترکیب می‌کنید و سعی می‌کنید بین مصرف گوشت قرمز و بیماری‌های مختلف ارتباط برقرار کنید، دانه‌بندی را از دست می‌دهید. در تغذیه و بیماری و زیست شناسی دانه بندی است همه چیز. جزئیات کوچک مهم است. این فقط «مصرف گوشت قرمز» نیست. این همه چیز دیگر است. مصرف کلسیم است. این نوع روغن هایی است که استفاده می شود. مصرف کربوهیدرات است. این مصرف کلی چربی است. وزن بدن است. این که وزنه می زنید یا نه. چه سیگار بکشید و چه مشروب بخورید. این قومیت، فرهنگ و آشپزی است. این کل روش غذایی است، نه تنها یک جزء از یک رژیم غذایی گسترده.

هیچ کس در اپیدمیولوژی همه این عوامل را در نظر نمی گیرد. من آنها را کاملاً سرزنش نمی کنم، زیرا انجام این کار باعث می شود یک مقاله اپیدمیولوژیک فوق العاده ناخوشایند باشد. احتمالاً کار نمی کند – دقیقاً به همین دلیل است که این مقالات اصلاً چیز زیادی به ما نمی گویند.

پس مشکل من با این مقاله خاص چیست؟

من تمام بخش های مقاله را مرور نمی کنم. من به بخش آنها در مورد سرطان کولورکتال نگاه خواهم کرد. آن‌طور که آن‌ها را توصیف می‌کنند، پس از بررسی داده‌های ۲۰ مطالعه مختلف در مورد این موضوع، «شواهد ضعیفی از ارتباط مضر بین مصرف گوشت قرمز فرآوری‌نشده و خطر ابتلا به سرطان کولورکتال پیدا کردند». نتایج “متفاوت” مطالعات “بی نتیجه” و “موافق نبودند” بودند. و تمام؟

نه تو عمیق تر برو شما به مطالعات فردی نگاه کنید تا بفهمید چرا آنها موافق نیستند.

به عنوان مثال، چرا مطالعه آنها در مورد مردان فنلاندی نشان داد که مصرف زیاد گوشت قرمز همراه با مصرف بالای لبنیات محافظ در برابر سرطان روده بزرگ؟ به عبارت دیگر، افرادی که گوشت قرمز و لبنیات بیشتری در این گروه مرد فنلاندی مصرف می‌کنند، کمترین میزان ابتلا به سرطان کولورکتال را داشتند. آیا این برای نویسندگان این متا مطالعه جدید جالب نیست؟ آیا این کنجکاوی آنها را در مورد تأثیر لبنیات همراه با گوشت قرمز بر سرطان روده بزرگ برانگیخته نمی کند – حداقل به اندازه ای است که لبنیات را به عنوان یکی از متغیرهایی که هنگام در نظر گرفتن داده های گسترده تر کنترل می کنند، شامل شود؟

البته که نه. تنها متغیرهای اضافی که آنها برای آن تنظیم کردند BMI، دریافت انرژی، و مصرف میوه و سبزیجات بود. داده‌های فنلاندی صرفاً «داده‌های بیشتر» هستند که باید در گروه جمعی جمع شوند.

شما همچنین به مطالعاتی که آنها شامل نمی‌شوند نگاه کنید، مطالعاتی که نمی‌توانستند آنها را شامل شوند – مانند کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی‌شده کنترل‌شده – زیرا خارج از محدوده مطالعه بودند. مانند این مورد که متوجه می شود وقتی لبنیات اضافی را به رژیم غذایی انسان های زنده و تنفسی اضافه می کنید، محیط روده آنها کمتر سرطان زا می شود. این یک اثر مستقیم است. یک علت. و اصلاً در نتیجه گیری های متا مطالعه نمی گنجد.

برخی ممکن است بگویند که این تنها یک نمونه از چیزی است که از قلم افتاده اند. من می گویم این “فقط” چیزی نیست. این یک عامل بزرگ است که باعث تضعیف آن می شود و بقیه نتایج آنها را زیر سوال می برد.

خط پایین

این مطالعات را نادیده بگیرید. آنها می توانند برای ایجاد فرضیه جالب باشند، اما هیچ پاسخی ارائه نمی دهند. به چیزی که همیشه برمی گردد برمی گردد: شما شخصاً از خوردن گوشت قرمز چه نتیجه ای می گیرید؟

آیا خوردن بیشتر گوشت قرمز باعث بهبود سلامت، عملکرد، عملکرد شناختی، ترکیب بدن، لذت آشپزی و رضایت کلی از زندگی شما شده است؟ یا بدترش کرده؟ چه چیز دیگری اهمیت دارد؟

با تشکر برای خواندن، همه. مراقب باش.

استیک_سس_640x80

درباره نویسنده

مارک سیسون بنیانگذار Mark’s Daily Apple، پدرخوانده جنبش اولیه غذا و سبک زندگی، و نیویورک تایمز نویسنده پرفروش رژیم کتو ریست. آخرین کتاب او است کتو برای زندگی، جایی که او درباره نحوه ترکیب رژیم کتو با سبک زندگی اولیه برای سلامتی و طول عمر بهینه بحث می کند. مارک نویسنده کتاب های متعدد دیگری نیز هست، از جمله طرح اولیهکه در سال ۲۰۰۹ با توربوشارژ کردن رشد جنبش اولیه/ پالئو شناخته شد. پس از گذراندن سه دهه تحقیق و آموزش مردم در مورد اینکه چرا غذا جزء کلیدی برای دستیابی به سلامتی و حفظ آن است، مارک Primal Kitchen را راه‌اندازی کرد، یک شرکت غذای واقعی. که لوازم اصلی آشپزخانه Primal/ Paleo، Keto و Whole30 را ایجاد می کند.

اگر می خواهید یک آواتار به همه نظرات خود اضافه کنید، اینجا را کلیک کنید!