نقد و بررسی: «امپراتوری چاقوی جراحی» اثر ایرا روتکو


همانطور که روتکو در ابتدای کتابش می‌گوید، «یک اطمینان معقول است که هیچ‌کس در دنیای صنعتی از ابتلا به بیماری که درمان مؤثر آن نیاز به عمل جراحی دارد، نجات نخواهد یافت». من خودم احتمالاً حداقل از یک چشم نابینا می‌شدم (در اثر جداشدگی شبکیه)، با لنگی راه می‌رفتم (از یک شکستگی پیچیده مچ پا) و احتمالاً مرده بودم (از اوروسپسیس) اگر به کمک همکاران جراحی ام نبود. با این حال، تا ۱۵۰ سال پیش، همانطور که روتکو توضیح می دهد، جراحی به قسمت های خارجی بدن انسان محدود می شد، مانند قطع عضو برای تروما. تنها جراحی داخلی، حمله گاه به گاه به مثانه برای سنگ مثانه و ترپاندن جمجمه بود. در واقع، جمجمه‌هایی در سرتاسر سیاره پیدا شده‌اند که قدمت آنها به هزاران سال پیش می‌رسد، با سوراخ‌هایی که عمداً ایجاد شده‌اند که با استخوان جدید بهبود یافته‌اند، به این معنی که بیمار از این روش جان سالم به در برده است. اما هر کسی حدس می‌زند که آیا این ترپنینگ برای رها کردن یک لخته خون آسیب‌زا از داخل جمجمه انجام شده است یا برای رهاسازی روح شیطانی مسئول صرع یا برخی اختلالات مشابه و سوء تفاهم‌شده.

همانطور که روتکو می نویسد، ظهور جراحی از گذشته وحشیانه آن بر چهار ستون استوار است – درک آناتومی، کنترل خونریزی، بیهوشی و ضد عفونی کننده. داستان، با این حال، داستان یک پیشرفت منطقی و ثابت نیست. جراح جالینوس که در قرن دوم پس از میلاد کار می کرد، مطالب زیادی در مورد آناتومی نوشت. برخی از تجربیات او از معالجه گلادیاتورهای مجروح به دست آمد، اما بیشتر آن بر اساس تشریح حیوانات بود و به سادگی از نظر آناتومی انسان اشتباه بود. نوشته‌های او توسط پزشک اندلسی ابوالقاسم الزهراوی، در میان دیگران، منتقل شد تا در قرون وسطی به یک امر جزمی تبدیل شود.

اولین پیشرفت بیش از هزار سال بعد با رنسانس و کاهش تابوها در مورد کالبد شکافی مردگان رخ داد. آندریاس وسالیوس، پزشک فلاندری، بزرگترین آناتومیست اولیه، کالبد شکافی خود را بر روی اجساد جنایتکاران اعدام شده انجام داد، که اغلب به صورت مخفیانه در شب از چوبه دار خارج می شدند. جراحانی مانند Ambroise Paré در فرانسه که روی جراحات میدان نبرد کار می‌کنند، راه‌هایی برای کنترل خونریزی ایجاد می‌کنند – به عنوان مثال، رگ‌های خونی را می‌بندند، به جای استفاده از آهن‌های داغ و فرو بردن کنده اندام قطع شده در روغن در حال جوش.

اما بزرگترین تغییر در اواسط قرن نوزدهم با استفاده از اتر به عنوان بیهوش کننده و کار جوزف لیستر در مورد ضد عفونی کننده رخ داد. این بر اساس کار لویی پاستور بود که نشان می‌داد عفونت توسط میکروب‌های زنده ایجاد می‌شود، و نه (همانطور که قبلاً تصور می‌شد) بوها و هوای کثیف. و با این حال، همانطور که دیوید ووتن مورخ پزشکی در کتاب خود به نام “طب بد” اشاره کرده است، پزشک سوئیسی پاراسلسوس در قرن شانزدهم از اتر برای بیهوشی جوجه ها استفاده می کرد و آنتونی ون لیوونهوک با استفاده از میکروسکوپ ساخت خود باکتری ها را کشف کرده بود. اگرچه طراحی نسبتاً نامناسبی داشت)، در قرن هفدهم. ایگناز سملوایس، متخصص زنان مجارستانی آلمانی نشان داد که شستن دست‌ها تفاوت زیادی در بروز عفونت‌های کشنده پس از زایمان در زنان ایجاد می‌کند. این ۲۰ سال قبل از کار لیستر و پاستور بود، اما سملوایس توسط همکارانش اخراج شد و او در گمنامی درگذشت. تاریخچه جراحی، به ویژه تا دوران مدرن، به همان اندازه که مربوط به محافظه کاری ذاتی پزشکان است، به نوآوری نیز مربوط می شود.

با این حال، این در نهایت تاریخچه ای از پیشرفت پیروزمندانه است – البته نه بدون اپیزودهای تاریک، مانند سوء استفاده از جراحی روانی در اواسط قرن بیستم.