CP برف و انرژی رایگان اخلاقی

مقاله زیر متعلق به تحقیقاتی است که در تلاش برای کمک به رنسانس قرن بیست و یکم است که در سال ۲۰۱۰ برانگیخته شد و از پروژه اندازه‌گیری جدید انسانیت دانشگاه فلورانس استخراج شد. به یک دلیل بسیار خاص، با عباراتی نوشته شده است که عموم مردم بتوانند آن را درک کنند.

یافته‌های علمی انرژی حیات، مربوط به «علم برای اهداف اخلاقی» گم‌شده یونان باستان، توسط مرکز تحقیقات علم-هنر استرالیا در طول دهه ۱۹۸۰ انجام شد. سری SPIE Milestone از بزرگترین مؤسسه تحقیقات فناوری جهان، IEEE، در واشنگتن، این یافته ها را به عنوان اکتشافات مهم قرن بیستم تجدید چاپ کرد. دانشمندان مرتبط با این اکتشافات اکنون معتقدند که اساس منطق آنها به اشتباه در صنعت داروسازی طراح استفاده می شود. این به این دلیل است که به نظر می رسد محتوای اخلاقی اصلی کاملاً نادیده گرفته شده است. این موضوع به قدری یک موضوع جدی مرگ یا زندگی محسوب می شود که این مقاله غیرحرفه ای در تلاش برای رساندن این موضوع به آگاهی عموم مردم نوشته شده است.

اگرچه مسائل فنی غیرمعمول را نمی توان برای عموم مردم توضیح داد، اما به دلیل ماهیت بسیار پیچیده این فناوری، می توان توصیف ساده تری با اشاره به اهمیت آن ارائه داد. این امر با چیزی که ممکن است به عنوان یک بیانیه اثبات علمی در نظر گرفته شود، دنبال خواهد شد، که نشان دهنده عظمت اخلاق علمی است که اکنون در سطح جهانی نادیده گرفته می شود.

در سال ۱۹۵۹، دانشمند، سر سی‌پی اسنو، طی سخنرانی معروف خود در دانشگاه کمبریج، سعی کرد به جهان هشدار دهد که فرهنگ تکنولوژیک قرن بیستم شکاف مرگباری بین دو فرهنگ علم و هنر ایجاد می‌کند. او هشدار داد که اگر پلی برای عبور از شکاف بین علم مدرن و “علم برای اهداف اخلاقی” انسانی اولیه یونانی آن ایجاد نشود، که اساس هنرهای اخلاقی است، در آن صورت تمدن نابود خواهد شد. اسنو توضیح داد که این وضعیت خطرناک ناشی از درک نادرست قانون هرج و مرج جهانی است، که انیشتین فکر می کرد قانون برتر همه علوم است.

از این منظر، مرکز علم-هنر یکی از ملاحظات اخلاقی برگرفته از علم اخلاق یونان باستان را انتخاب کرده است. این در مورد این است که چگونه می توان هرج و مرج کنونی علم، فناوری، سیاست، دین و اقتصاد را برای بهبود شرایط جهانی بشر از طریق توسعه فناوری های جدید اصلاح کرد. به ویژه، توضیح اصولی که بر اساس آنها می توان انرژی رایگان را در اختیار هر خانه ای روی زمین قرار داد. با این حال، این توضیح در مواجهه با جهان بینی کنونی جهانی انجام می شود، که توسط دانشمندان، ماریا مونته سوری و همکارش، تیلهارت دو شاردن، “قانون انرژی طمع”، که به عنوان قانون نیز شناخته می شود، اداره می شود. هرج و مرج جهانی اگر به این قانون اجازه داده می شد که به طور مستمر بر علم حکومت کند، در آن صورت تصور می کردند که چنین رویه ای تنها می تواند به هرج و مرج اقتصادی مکرر و جنگ های مرتبط با آن منجر شود.

فرهنگ علمی قرن بیستم کاملاً توسط این قانون اداره می شد که از عملکرد مکانیکی موتورهای بخار نشات می گرفت. همکار انیشتین، سر آرتور ادینگتون، به این قانون تغییر مذهبی داد. او از آن به عنوان برترین قانون متافیزیکی کل جهان یاد کرد. با این حال، مردم دارای احساسات هستند، در حالی که موتورهای بخار اینطور نیستند، و تفاوت، همانطور که سر سی پی اسنو توضیح داد، در مورد بقا یا انقراض است. قرن گذشته، پیتر کافا، اخترفیزیکدان ماکس پلانک، فروپاشی اقتصادی کنونی را پیش‌بینی کرد که ناشی از وسواس به این قانون، توسط دانشمندان، فن‌آوران و سیاستمداران است. کافکا نوشت که وقتی وضعیت به اندازه کافی غیرقابل تحمل و زشت شود، مردم از منطق قانون بقای جدید مرتبط با این مقاله آگاه خواهند شد.

در طول قرن بیستم، دانشمندان جریان اصلی قادر به بحث در مورد چگونگی ساخت موتور انرژی آزاد نبودند، زیرا این موتور با طبقه‌بندی اینشتین از قانون جهانی آشوب مخالف بود. سوخت های فسیلی در اثر اصطکاک انرژی خود را از دست دادند، در حالی که تمام موتورهای موتور بخار در نهایت زنگ زدند. انیشتین و همکارانش معتقد بودند که این فرآیند انرژی متعلق به یک سیستم انرژی واحد است که نمایانگر عملکرد کل جهان است. آنها هرج و مرج جهانی را به عنوان انرژی گرمایی سیستم های ستاره ای در حال مرگ که در فضای سرد گم می شوند طبقه بندی کردند. آنها فکر می کردند که در آینده، جهان مانند یک موتور بخار سرد و زنگ زده به حالت توقف دائمی خواهد رسید.

تنها راهی که می‌توانست یک موتور انرژی آزاد وجود داشته باشد، این است که سیستم انرژی جهانی دیگری وجود داشته باشد که با دنیای فیزیکی تعامل داشته باشد، همانطور که در علم اخلاق گمشده یونانی نشان داده شده است. اکتشافات نانوتکنولوژی قرن بیست و یکم، اصول مهندسی یونان باستان را که به فناوری نوری معنوی آن‌ها تعلق داشت، به‌جای یک آشوب مخرب جهانی محدود، مرتبط با نیروهای هارمونیک یک آفرینش بی‌نهایت، به‌روزرسانی کرده‌اند. اخلاق معنوی اکنون با عملکرد هولوگرافیک مولکول احساسات مرتبط است که در سال ۱۹۷۲ توسط دکتر کندنس پرت کشف شد. علم جدید زیست شناسی کوانتومی در مورد چگونگی درهم تنیدگی انرژی عاطفی با واقعیت فیزیکی انیشتین به منظور تکامل آگاهی عاطفی است. این اصول پیچیده اکنون به نظر می رسد که بدون هیچ هدف اخلاقی اساسی در حال توسعه در صنعت داروی طراح هستند. این حالتی از تفویض اختیار انسان را تعریف می کند، به جای حالت تکامل بی نهایت، که برخلاف «قانون انرژی طمع» عمل می کند.

قبل از ارائه شواهدی برای نشان دادن عملکرد سیستم انرژی خلاق در تعامل با سیستم مخرب انیشتین، می‌توان یک مثال زیست‌شناختی زنده از اطلاعات کمی درباره انرژی‌های اصطکاک ارائه داد. اکنون می دانیم که در حالی که حیات وجود دارد، توسط هر دو سیستم انرژی پشتیبانی می شود و موارد زیر فقط به استفاده از فناوری انرژی آزاد اشاره دارد.

در سال ۲۰۰۹، مجله نشنال جئوگرافیک “مجموعه مقالات علوم زیستی انجمن سلطنتی در دانشگاه کرنل” را منتشر کرد. در سال ۲۰۰۵، کیمبرلی بوستویک فرض کرد که ماناکین بال چمبی نر در آمریکای جنوبی، از پرهای خود برای تولید صدا برای جذب ماده ها و همچنین برای پرواز و گرما استفاده می کند. آزمایش های لیزری بعداً درستی او را ثابت کرد. اصطکاک ناشی از مالش با سرعت بسیار زیاد مکانیزم های زیستی شکننده به هم، این موتور انرژی صدای زنده را فرسوده نکرد.

در حالی که این مکانیسم احساسی قابل توجه با دریافت غذای پرنده تحریک می شود، به ما می گوید که طبیعت دارای اصول مهندسی فراتر از درک ما است. به عنوان مثال، ماناکین تنها پرنده ای است که استخوان های بال محکمی دارد و دلایل تکاملی این اتفاق فراتر از علم کنونی ما است. با این حال، اگر این انرژی صوتی موسیقایی با عملکرد انرژی کیهانی ناشی از منظومه‌های ستاره‌ای در حال مرگ مرتبط باشد، در این صورت ما یک طرح فناوری برای ساختن مدلی از فناوری انرژی آزاد خواهیم داشت، که از دیدگاه جهان بین سوخت‌های فسیلی اینشتینی ممنوع است.

در دوران ماقبل تاریخ، اسیدهای چرب حیوانات مرده اغلب با مواد معدنی مرتبط می شدند تا ماده ای چرب ایجاد کنند. هنگامی که این ماده در معرض تشعشعات کیهانی منظومه های ستاره ای در حال مرگ قرار گرفت، شروع به رشد به ساختارهای کریستالی مانند جاسپر کردند.

نانوتکنولوژی به ما اجازه می‌دهد تا مشاهده کنیم که چنین رشد کریستالی از فرآیند اینشتینی فروپاشی جهانی پیروی نمی‌کند. عملکرد واقعیت هولوگرافیک جهانی، درهم تنیده با واقعیت فیزیکی، یک انرژی صوتی کریستالی ایجاد می کند که برخلاف قانون انرژی طمع حاکم بر فرهنگ علمی جهانی عمل می کند. به نظر می رسد این فرآیند تعامل دو سیستم انرژی جهانی توسط کسانی که صنعت داروسازی طراح را کنترل می کنند به خوبی درک شده باشد. Szent-Gyorgyi، برنده جایزه نوبل پزشکی، نوشت آن دسته از دانشمندانی که متوجه نیستند که این تعامل به جای انقراض نهایی، مسبب تکامل بی‌نهایت آگاهی انسان است، ظالمانی غیرمسئول هستند که ذهنیت میمون‌مانند جاهلانه را نشان می‌دهند.

علم اخلاق یونانی از بین رفت زیرا کلیسای اولیه مسیحی متقاعد شده بود که از پرستش هندسه های مقدس متعلق به ایشتار، الهه فحشا و جنگ بابلی، نشأت گرفته است. از این الهه در عهد عتیق به عنوان فاحشه بزرگ بابل یاد شده است. با این حال، یونانیان علم اخلاقی خود را از پرستش الهه مصری، ماات، که برای جلوگیری از بازگشت جهان ما به هرج و مرج برگزار می شد، به دست آوردند. به قول پروژه جدید اندازه گیری انسانیت دانشگاه فلورانس، «زمان زیست شناسی کوانتومی فرا رسیده است». این به فریاد گیرای رنسانس قرن بیست و یکم تبدیل شد، تولدی دوباره از گمشده «علم برای اهداف اخلاقی».

© پروفسور رابرت پوپ،

مشاور رئیس جمهور اقیانوسیه و استرالیا از موسسه فیزیک نظری و ریاضیات پیشرفته (IFM) انیشتین گالیله